جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۰
آیا فقر می‌تواند بهانه‌ای برای بی‌دینی باشد؟

حوزه/ کارشناس شبهات اعتقادی، تاکید دارد که فقر می‌تواند زمینه‌ ساز بی دینی باشد اما این بهانه‌ای برای کم کردن از دینداری نیست و در حقیقت هشدار است، نه اینکه مجوز این باشد که فرد از دینداری خود بکاهد یا تقیدات دینی نداشته باشد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، بحث فقر و دینداری یکی از موضوعات مهم و حساس در جامعه اسلامی است. در شرایطی که بسیاری از افراد با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند، این سوال مطرح می‌شود که آیا فقر می‌تواند بهانه‌ای برای کم کردن از دینداری و تقیدات دینی باشد؟ بررسی این موضوع از آنجا که تأثیر مستقیمی بر روی اعتقادات و رفتارهای دینی افراد دارد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.ما در این زمینه با حجت‌الاسلام علی تقی خاکی، کارشناس شبهات، گفتگویی داشته‌ایم تا ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کنیم.در ادامه، مشروح این گفتگو را می‌خوانیم.

ضمن تشکر از فرصتی که در اختیار خبرگزاری حوزه قرار دادید، در رابطه با این پرسش که: «در روایات است که فقر دین را از بین می برد و الان که مردم در مشکلات اقتصادی هستند، نباید از آنها توقع دینداری داشت.» پاسخ شما را می‌شنویم.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

در پاسخ به این پرسش چند نکته شایسته ی توجه است:

۱. عدم وجود روایت مستقیم با این مضمون:

اولا اینکه روایتی به این مضمون که «فقر دین را از بین می برد» نداریم. روایاتی داریم که رابطه بین فقر و دینداری را بیان کرده است، اما اینکه مقصود از آن فقر چه هست، این خودش محل بحث و گفتگو است.

۲. تفسیر روایات: اگر بنا را بر این بگذاریم که مقصود از آن روایات، فقر اقتصادی و مادی باشد، نکته ای که هست این است که ما باید توجه داشته باشیم که اولا فقر و نداری اقتصادی مجوز اینکه انسان دین دار نباشد و از دستورات الهی سرپیچی کند و وظایف دینی و الهی خود را انجام ندهد، نیست.

به عبارت دیگر، مشکلات اقتصادی و فقر نباید بهانه ای برای انجام ندادن وظایف دینی و الهی باشد. بلکه باید با تلاش و کوشش، هم به دنبال رفع مشکلات اقتصادی بود و هم به تعالیم دینی و وظایف الهی خود عمل کرد.

یکی از اسباب آزمایش از ناحیه خداوند متعال، همین نداری و فقر اقتصادی است. در آیه معروفی که مربوط به بیان مصیبت‌هایی است که بر انسان وارد می‌شود، خداوند متعال می‌فرماید:

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ

در این آیه شریفه، خداوند متعال یکی از اسباب آزمایش را خود کمبود اقتصادی و مالی بیان کرده است:

مورد آزمایش شما گاه با خوف است، گاه با گرسنگی است، و گاه با زیانی که در اموال شما بر شما وارد می‌شود یا زیانی که به نفس شما، به جان شما وارد می‌شود یا به ثمرات شما وارد می‌شود.

لذا یکی از اسباب امتحان، فقر است. اصلا خداوند متعال با نداری، با فقر انسان را مورد آزمایش قرار می‌دهد و نمی‌تواند انسان از زیر بار آزمایش الهی شانه خالی کند. پس انسان با فقر مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

این گونه نیست که فقر مجوز این باشد که ما تقید به دستورات الهی نداشته باشیم و از دستورات او سرپیچی کنیم. بلکه باید با تلاش و کوشش، هم به دنبال رفع مشکلات اقتصادی بود و هم به تعالیم دینی و وظایف الهی خود عمل کرد.

نکته دیگر اینکه پس مقصود این روایات چیست؟ این روایاتی که به نوعی رابطه بین فقر و از بین رفتن دین، حالا به تعبیری که در سوال آمده بود، یا عدم تقید به دین را بیان می‌کند.

این در حقیقت هشدار است، نه اینکه مجوز این باشد که فرد از دینداری خود بکاهد یا تقیدات دینی نداشته باشد. مثل اینکه ما می‌گوییم استعمال مواد مخدر سبب افزایش جرم و جنایت می‌شود، این هشدار است؛ به این معنا نیست که اگر کسی مواد مخدر استعمال کرده بود، مجوز دارد که جرم و جنایت را انجام بدهد.

حالا هشدار است به چه کسی یا چه کسانی؟ حداقل می‌توانیم بگوییم که این هشدار سه بعد می‌تواند داشته باشد یا نسبت به سه دسته، سه گروه هشدار است:

یکی نسبت به خود فرد هشدار است، که فرد در زندگی خود را به گونه‌ای مدیریت بکند که به فقر اقتصادی مبتلا نشود، که فقر اقتصادی ممکن است زمینه را برای او فراهم کند چنین زمینه‌ای را پیش بیاورد که از تقیدات دینی او کاسته بشود.

پس اولین هشدار نسبت به خود فرد است، که تو در زندگی آنگونه که در برخی از روایات آمده است، «تقدیر المعیشه» باید داشته باشید، یعنی زندگی‌ات را به سامان اداره بکنی و هنر اداره کردن زندگی را داشته باشی.

پس نباید در برخی از جاها زیاده‌روی داشته باشی تا در مواردی دیگر به نداری و فقر بیفتیم.

پس یک هشدار می‌تواند به خود فرد باشد که در زندگی تدبیر داشته باش تا به فقر مبتلا نشوی که زمینه این بشود که از تقیدات دینی، از دینداری تو کاسته بشود. این یک بعد قضیه است.

یک گروه دیگری که می‌تواند هشدار نسبت به اون‌ها باشه، جامعه ایمانی و سایر مومنین هستند که فقر پیدا کردن، فقر داشتن و نداری زمینه‌ی این را فراهم می‌کند که فرد برخی از وظایف خود را انجام ندهد. پس ای اهل ایمان، به فکر فقرا باشید تا اون‌ها در انجام وظایف دینی خود موفق باشند.

پس گروه دیگری که نسبت به اون‌ها هشدار از این روایت می‌شود استفاده بشود، سایر مومنین هستند که نسبت به فقرا بی‌تفاوت نباشند. اگر مومنین اهمیت می‌دهند به اینکه دستورات الهی در عرصه جامعه پیاده بشود، اگر مومنین اهمیت می‌دهند به اینکه سایر مردم در طریق دینداری قدم بردارند، پس باید به فکر فقرا هم باشند.

گروه سومی که این روایت نسبت به اون‌ها هشدار می‌دهد، کسانی هستند که عهده‌دار حکومت و عهده‌دار مسئولیت هستند. که به اون‌ها می‌گوید که از آنجا که فقر می‌تواند و ممکن است زمینه بی‌دینی را فراهم بکند، پس کسانی که برنامه‌ریزی جامعه اسلامی رو دارند، کسانی که مسئول جامعه اسلامی هستند، کسانی که در عرصه قدرت قرار دارند، باید به فکر ریشه‌کن کردن فقر از جامعه باشند تا دینداری مردم تقویت بشه.

لذا این روایت در صدد تجویز سرپیچی از فرمان الهی و دستورات دین در هنگام فقر نیست، بلکه چنان که گفتیم، خود فقر و نداری یکی از اسباب آزمایش فرد است. بلکه این روایت هشداری را نسبت به خود فرد، نسبت به جامعه ایمانی و سایر مومنین، و نسبت به زمامداران و کسانی که در عرصه قدرت هستند، بیان می‌کند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha